الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)
46
مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)
و از پيغمبر خداى - صلى الله عليه و آله - است : « ما من مسلمين يقدّمان ثلاثة لا يبلغوا الحنث الا ادخلهما الله الجنة بفضل رحمته . قالوا : يا رسول الله و ذو الاثنين ؟ قال ذو الاثنين . ان من امتى من يدخل الجنة بشفاعته اكثر من مضر و ان من امتى من يستطعم النار حتى يكون زواياها » « 1 » : « نيست از مرد و زنى مسلمان كه سه فرزند پيش فرستد كه هنوز سن ارتكاب معاصى را درك نكرده باشد جز اينكه خداى تعالى ايشان را داخل بهشت مىفرمايد ، بفزونى رحمت خود . گفتند : اى پيغمبر خداى ! حق صاحب دو فرزند كه پيش فرستاده باشند چه خواهد بود ؟ فرمود : ثواب او نيز همين است و حق او ورود به فردوس برين ؛ به درستى كه بعضى از امت من كسى است كه به شفاعت او زياده از قبيله مضر داخل بهشت مىشوند . بعضى از امت من كسى است كه طعم آتش را مىچشند تا اينكه بوده باشد در يكى از زواياى آتش . » روايت و نقل كردهاند اين حديث را جماعتى از اهل حديث و صحيحش دانستهاند . از آن بزرگوار - صلى الله عليه و آله و سلم - است كه فرمود : « قال الله تعالى - جل شأنه - حقّت محبتى للذين يتصادقون من اجلى حقّت محبتى للذين يتناصرون من اجلى « 2 » . ثم قال عليه و آله التحية و السلام : ما من مؤمن و لا مؤمنة يقدم الله تعالى له ثلاثة اولاد من صلبه لم يبلغوا الحنث الا ادخله الجنة بفضل رحمته اياهم . » « 3 » : « خداى تعالى فرموده است : مخصوص داشتم دوستى خود را براى كسانى كه با يك ديگر راستى كنند از جهت من و مخصوص داشتم دوستى خود را براى آنان كه يارى و مددكارى يك دگر نمايند از جهت من . بعد از آن فرمود : مرد و زنى از اهل ايمان نيست كه خداى تعالى سه فرزند آنها را پيش از آنها بميراند و به سن عصيان و گناه نرسيده باشند ، جز آنكه خداى تعالى آنها را داخل بهشت بگرداند به فزونى رحمتى كه در بارهء ايشان مىفرمايد . » از آن حضرت - صلى الله عليه و آله و سلم - است كه فرمود : « من دفن ثلاثة من ولده حرّم الله عليه النار » « 4 » : « كسى كه سه فرزند از فرزندان خود را دفن نمايد ، حرام مىفرمايد
--> ( 1 ) آن را حاكم نيشابورى در المستدرك 1 : 71 و زكى الدين در الترغيب و الترهيب 3 : 78 و احمد بن حنبل در مسند خود 4 : 212 و 5 : 312 با اختلاف اندكى آوردهاند . ( 2 ) احمد بن حنبل در مسند خود 4 : 386 و زكى الدين در الترغيب و الترهيب 4 : 19 با اختلاف اندكى آوردهاند . ( 3 ) نسائى در سنن 4 : 34 و المتقى هندى در منتخب كنز العمال 1 : 201 با تفاوت اندكى در الفاظ آوردهاند . ( 4 ) سيوطى آن را در الجامع الصغير 2 : 600 و متقى هندى در منتخب كنز العمال 1 : 210 با تفاوتى اندكى آوردهاند .